مهمانم می آید
باران دوباره از عشق
می خواهم تا
گرد پنجره افق آرزوهایم را
باز
بزدایم از
هر چه نامش حسرت است
دلم خبر می دهد و
نگاهم هنوز بر پنجره باز است!
کاش!!!
میهمانم تو باشی.
کیوان
RSS